کتیبه عشق ! - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 19:22
مُردم از دستِ سکوت یکی فریاد بزنه
تبِ هزیون... - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 19:22
چ فرقی میکند حرکتِ آگاهانه یا تصادفی مهم این ست ک پیچیده گیِ دوست داشتنت را دوست دارم !
بیا ک دیگه داره دیر میشه ... - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 19:22
میگویی باران را دوست دارم، اما وقتی باران میبارد چتر به دست میگیری ... ! میگویی آفتاب را دوست دارم اما زیر نور خورشید به دنبال سایه میگردی ... ! میگویی باد را دوست دارم اما وقتی باد میوزد پنجره را میبندی ... ! حالا دریاب وحشت مرا وقتی میگفتی دوستت دارم ...! " ناشناس "
گم نکن منو ....رضا صادقی - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 19:22
دنیا شلوغه گم نکن منو...
ردِ پایی بی نشان ... - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 19:22
پرتو خیالت بر تاروپودِ وجود نورافشانی میکند دقایق سرکشِ به ستوه آمده از رد پاهای نرم و بی نشان ت حوصله صبر را سر برده ند از آن همه احساس خَسُ و خاشاکِ خاطراتی مانده ک به زمینِ دل چنگ میزند باید اجابت کرد ...فرو خورد.. بغضی ک تکیه ش ...چکیدن ش شانه های تو نبود...نشد
زمزمه های تکراری .... - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 19:22
شب ست و دیر وقت دیگر حرفی نمانده جز زمزمه همان دوستت دارمی ک بر لبانم مینشیند تا در سکوتت هیاهو به پا کند
رنج.... - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 19:22
حواسم کنارِ آتش اندوهت استخوانهای خاطره را در دیگچه بیقراری میجوشاند حل میشوم بخار میشوی تمامم میکنی
وارثِ درد ... - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 19:22
چ کودکانه بر پلکانِ خیس سرودِ زندگانی سر دادیم چ عجولانه نهالِ بوسه بر پیشانی رویا کاشتیم عشق به زمان پیوست اتاقِ آرزوها یکی یکی خالی شد دیگر هیچ قلبِ تپنده ای مجالِ عاشقی طلب نکرد ... ما ماندیم و زندگی ک در میانهِ هیچ رگ ی جاری نشد . و ما وارثانِ تلخِ درد شدیم
سرگیجه های طواف... - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 19:22
ابراهیم وار بتی را ک با دستانِ مهربانیت ساختی با تبرِ خشم شکستی عجیب ست ... ک من هنوز با پاهایی زخمی بر تکه سنگ های شکسته طواف میکنم میچرخم
بازی نکن... - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 19:22
حوصله ت ک سر میرود با دلم با دوست داشتنم بازی نکن من در بی حوصله گی هایم با تو زندگی ها کردم " شاملو "